الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

689

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

را به اين وضع نموده‌اند كه معنى اين‌كه قرآن ذكر است ، آن است كه مذكَّر است بر وزن محمد ، يعنى به ياد آورده شده . پس معنى ذكر بودن محمد اين است كه مذكّر است بر وزن محدّث ، يعنى به ياد آورنده . و نيز گفته‌اند كه هرگاه قرآن ، ذكر شده باشد ، لازم مىآيد كه رسول نيز ذكر باشد ، به جهت شدّت ارتباط و اختصاصى كه به يكديگر دارند ) . 551 / 5 . احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از حمّاد ، از رِبعى ، از فُضيل ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است در قول خداى عزّوجلّ : « وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ » ، كه فرمود : « ذكر ، قرآن است ، و ما قوم پيغمبريم ، و ماييم سؤال شوندگان » . 552 / 6 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از محمد بن اسماعيل ، از منصور بن يونس ، از ابوبكر حضرمى روايت كرده است كه گفت : در نزد امام محمد باقر عليه السلام بودكه وَرد - برادر كُميت - بر آن حضرت داخل شد و عرض كرد كه : خدا مرا فداى تو گرداند ، هفتاد مسأله را اختيار كردم براى تو كه آنها را از تو بپرسم . يك مسأله از آنها در خاطرم نيست ، و همه را فراموش كرده‌ام . حضرت فرمود كه : « اى وَرد ، يك مسأله را نيز در خاطر ندارى ؟ » عرض كرد : بلى ، يكى از آنها به خاطرم آمد . فرمود كه : « آن يكى كدام است ؟ » عرض كرد كه : قول خداى تبارك و تعالى « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ايشان كيستند ؟ حضرت فرمود كه : « ماييم » . ابوبكر مىگويد كه : من عرض كردم كه : بر ما است كه از شما سؤال كنيم ؟ فرمود : « آرى » . عرض كردم كه : بر شما واجب است كه ما را جواب بفرماييد ؟ فرمود كه : « اين با ما است » . 553 / 7 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از صفوان بن يحيى ، از علاء بن رَزين ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه به آن حضرت عرض كردم كه : كسانى كه نزد ما هستند ، گمان مىكنند كه قول خداى عزّوجلّ : « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ، اهل ذكرى كه در آن مذكورند ، يهود و نصارايند ( يعنى علماى ايشان - چنانچه جمهور مفسرين به اين وضع تفسير نموده‌اند - ) . حضرت فرمود : « در اين هنگام كه مراد ايشان باشند ، شما را به سوى دين خويش مىخوانند » ( چه ، معلوم است كه ايشان طالب زوال دين اسلام بوده و مىباشند ، و در هنگامى كه مقبول القول و مسئول مسلمانان باشند ، اسباب